پنج شنبه ٢٣ آذر ١٣٩٦ آشنايي با امارات عربي متحده |فارسي|عربي
 
هنر|صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
>
عنوان
ایران
حافظیه - شیراز
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   

تعلّم الفارسية

 تعلّم الفارسية 61


أهلاً ومرحباً بکم أعزائي المستمعين في حلقة جديدة من سلسلة حلقات برنامجکم "تعلّم الفارسية". في هذه الحلقة علاوة علی تعلّم مفردات وعبارات فارسية جديدة نتعرف أيضاً علی المناطق الصحراوية الايرانية التي تقع علی اطرافها محافظات ومدن عديدة ذات ثروات طبيعية متنوعة ومنها مدينة "جيرفت". کلّ هذا من خلال حوار بين الزميلين محمد وعلي.
المفردات: الجزء الاول


اليوم
رجل
تعرّفتُ
اهالي جيرفت
کان
مدينة
صحراء
مدينة صحراوية
قرب
عرفتُ
أحد
ماء
قليل جداً
مطر
ينزل المطر
عدة مدن
لا أحد
يعيشون
لا يعيش
حرارة
حرارة الجو
کم؟
حار جداً
بين خمسين وستين درجة
مئوي
نهار
ليالي
بارد
أين؟


امروز
مرد
آشنا شدم
اَهل جيرفت
بود
شهر
کوير
شهر کويری
نزديک
دانستم
يکی
آب
بسيار کم
باران
باران می بارد
چند شهر
هيچ کس
زندگی می کنند
زندگی نمی کند
دما
دمای هوا
چقدر؟
خِيلی گرم
بين 50 و60 درجه
سانتيگراد
روز
شبها
خنک
کجا؟

 

*******

نستمع الان الی الجزء الاول من الحوار.
محمد: امروز در اتوبوس با يک مرد آشنا شدم. او اهل جيرفت بود.
محمد: اليوم تعرفتُ علی رجل في الحافلة. هو کان من اهالي جيرفت.
علی: جيرفت يکی از شهرهای کويری ايران ونزديک شهر کرمان است.
علي: جيرفت إحدی المدن الصحراوية الايرانية. قرب مدينة کرمان.
محمد: من دانستم که جيرفت به کوير نزديک است. ايران چند کوير دارد؟
محمد: أنا عرفتُ أنّ جيرفت قريبة من الصحراء. کم صحراء في ايران؟
علی: دو کوير. اسم يکی دشت کوير است وديگری کوير لوت.
علي: صحراء ان. إحداهما تسمی دشت کوير والأخری کوير لوت.
محمد: در کوير آب بسيار کم است. مردم در آنجا چگونه زندگی می کنند؟
محمد: الماء قليل جداً في الصحراء. کيف يعيش الناس هناک؟
علی: نزديک کوير چند شهر هست، ولی هيچ کس در کوير زندگی نمی کند.
علي: توجد عدة مدن قرب الصحراء، لکن لا يعيش أحد في الصحراء.
محمد: دمای هوا آنجا چه قدر است؟
محمد: کم درجة الحرارة هناک؟
علی: در روز هوا خيلی گرم است، بين 50 تا 60 درجه سانتيگراد. اما شبها خنک است.
علي: الجو حارٌّ جداً في النهار، بين خمسين وستين درجة مئوية. لکن الليالي باردة.

*******

المفردات: الجزء الثاني


کبير
مرکز السجاد
حياکة السجاد
صناعة الخزف
فن
يوجد
زراعة
کيف؟
شجر
تمر
فستق
کثير
يحتاج


بزرگ
مرکز فرش
فرش بافی
سفالگری
هنر
وجود دارد
کشاورزی
چـِگونه
دِرخت
خُرما
پسته
زياد
نيازدارد

 

*******

نستمع الان الی الجزء الثاني من الحوار.
محمد: دشت کوير وکوير لوت کجاست؟
محمد: أين دشت کوير وکوير لوت؟
علی: دشت کوير در خراسان رضوی، قم، اصفهان، سمنان ويزد است وکوير لوت در خراسان جنوبی، کرمان وسيستان است.
علي: دشت کوير في خراسان الرضوية، قم، اصفهان، سمنان ويزد، وکوير لوت في خراسان الجنوبية، کرمان وسيستان.
محمد: پس اين دو کوير خيلی بزرگند!
محمد: إذن هاتان الصحراء ان کبيرتان جداً!
علی: بله. شرق ومرکز ايران کويری است. در کوير هنر فرش بافی وسفالگری وجود دارد.
علي: نعم: شرق ووسط ايران صحراويان. في الصحراء يوجد فنّ حياکة السجاد وصناعة الخزف.
محمد: کشاورزی در آنجا چگونه است؟
محمد: کيف هي الزراعة هناک؟
علی: درخت خرما وپسته در مناطق اطراف کوير زياد است، چون به آب کمی نياز دارد.
علي: أشجار النخيل والفستق کثيرة في مناطق اطراف الصحراء، لانها تحتاج الی ماء قليل.

*******

اعادة لکامل الحوار باللغة الفارسية.
محمد: امروز در اتوبوس با يک مرد آشنا شدم. او اهل جيرفت بود.
علی: جيرفت يکی از شهرهای کويری ايران ونزديک شهر کرمان است.
محمد: من دانستم که جيرفت به کوير نزديک است. ايران چند کوير دارد؟
علی: دو کوير. اسم يکی دشت کوير است وديگری کوير لوت.
محمد: در کوير آب بسيار کم است. مردم در آنجا چگونه زندگی می کنند؟
علی: نزديک کوير چند شهر هست، ولی هيچ کس در کوير زندگی نمی کند.
محمد: دمای هوا آنجا چه قدر است؟
علی: در روز هوا خيلی گرم است، بين 50 تا 60 درجه سانتيگراد. اما شبها خنک است.

*******

محمد: دشت کوير وکوير لوت کجاست؟
علی: دشت کوير در خراسان رضوی، قم، اصفهان، سمنان ويزد است وکوير لوت در خراسان جنوبی، کرمان وسيستان است.
محمد: پس اين دو کوير خيلی بزرگند!
علی: بله. شرق ومرکز ايران کويری است. در کوير هنر فرش بافی وسفالگری وجود دارد.
محمد: کشاورزی در آنجا چگونه است؟
علی: درخت خرما وپسته در مناطق اطراف کوير زياد است، چون به آب کمی نياز دارد.

*******

 

تعلّم الفارسية

 تعلّم الفارسية 62


أطيب التحيات وأهلاً ومرحباً اعزائي المستمعين في حلقة جديدة من سلسلة حلقات "تعلّم الفارسية". في الحلقة السابقة، توفرتْ لدی صديقنا محمد معلومات عن المنطقتين الصحراويتين في ايران من خلال حوار مع أحد ابناء مدينة جيرفت، ولکنّه لم يکتفِ بذلک، بل يريد الحصول علی معلومات أکثر. وعلی هذا فهو يستمر من الحوار مع زميله، ونحن أيضاً سنتابع الحوار بينهما، لتعلّم مفردات وعبارات جديدة.
المفردات: الجزء الاول


صحراء
مزارع
يعيشون
مزارعون
عدد قليل
انجاز
يوجد
حيّة
يستفيدون
جمل
مدينة
مدن
الناس
کبير جداً
قرية
ماء
قری
من أين
يأتون بـ


کوير
کشاورز
زندگی می کنند
کشاورزان
تعداد کمی
انجام دادن
وجود دارد
مار
استفاده می کنند
شتر
شهر
شهرها
مردم
خيلی بزرگ
روستا
آب
روستاها
از کجا
می آورند؟

 

*******

اما الان فنستمع الی الجزء الاول من الحوار.
محمد: در کوير چه حيواناتی زندگی می کنند؟
محمد: أيّ حيوانات تعيش في الصحراء؟
علی: در مرکز کوير تعداد کمی حيوان وگياه وجود دارد. اما اطراف آن، حيواناتی مثل شتر ومار وجود دارد.
علي: يوجد في وسط الصحراء عدد قليل من الحيوانات ونباتات. أما في اطرافها فتوجد حيوانات مثل الجمل والحيّة.
محمد: پس مردم اطراف کوير شتر دارند؟
محمد: إذنْ للناس في أطراف الصحراء جمال.
علی: بله. در روستاهای اطراف کوير، کشاورزان برای انجام دادن کارهای خود از شتر استفاده می کنند.
علي: نعم. في قری أطراف الصحراء، يستفيد المزارعون من الجمال لإنجاز أعمالهم.
محمد: شهرهای اطراف کوير بزرگ هستند؟
محمد: المدن في اطراف الصحراء کبيرة؟
علی: نه. اين شهرها خيلی بزرگ نيستند. فقط کرمان ويزد واصفهان بزرگ هستند.
علي: لا. هذه المدن ليست کبيرة جداً. فقط کرمان ويزد واصفهان کبيرة.

*******

المفردات: الجزء الثانی


أهالي المدن
کانوا يفتحون
طريق
طرق
لماذا؟
يسمّون
قديماً
زراعة
تحت
صحيح
تحت الارض
الجو
حار
جاف
قليل
عاصفه
عاصفة رملية
قد شاهدتُ
بيت
بيوت
قبة
جميل


مردم شهرها
باز می کردند
راه
راهها
برای چه؟
می گويند
در قديم
کشاورزی: زراعة
زير
درست است
زير زمين
هوا
گرم
خُشک
کم
توفان
توفان شن
ديده ام
خانه
خانه ها
گنبد
قشنگ

 

*******

الآن نستمع معاً الی الجزء الثاني من الحوار.
محمد: مردم اين شهرها وروستاها از کجا آب می آورند؟
محمد: أهالي هذه المدن والقری، من أين يأتون بالماء؟
علی: در قديم آنها در زير زمين راههايی برای آب درست می کردند.
علي: هم قديماً کانوا يفتحون طرقاً للماء تحت الارض.
محمد: به اين راه ها چه می گويند؟
محمد: ماذا يسمّون هذه الطرق؟
علی: اسم اين راه ها ی آب "قنات" است. با آب قنات، کشاورزی هم می کنند.
علي: إسم هذه الطرق للماء قنوات. يقومون بالزراعة أيضاً بماء القناة.
محمد: فکر می کنم زندگی نزديک کوير سخت است.
محمد: أتصورُ أنّ العيش قرب الصحراء صعب.
علی: بله. درست است. هوای گرم وخشک وآب کم وتوفان شن.
علي: نعم، صحيح. جو حار وجاف وماء قليل وعواصف رملية.
محمد: اما هنر معماری کوير خيلی جالب است. من چند فيلم در مورد هنر معماری در کوير ديده ام.
محمد: أمّا الفن المعماري في الصحراء رائع جداً. أنا شاهدتُ عدة أفلام عن الفن المعماري في الصحراء.
علی: بله. خانه های آنجا گنبدی شکل وخيلی قشنگ است.
علي: نعم. أسقفِ البيوت هناک بشکل قباب وجميلة جداً.

*******

نعيد الحوار مرة أخری وباللغة الفارسية فقط.
محمد: در کوير چه حيواناتی زندگی می کنند؟
علی: در مرکز کوير تعداد کمی حيوان وگياه وجود دارد. اما اطراف آن، حيواناتی مثل شتر ومار وجود دارد.
محمد: پس مردم اطراف کوير شتر دارند؟
علی: بله. در روستاهای اطراف کوير، کشاورزان برای انجام دادن کارهای خود از شتر استفاده می کنند.
محمد: شهرهای اطراف کوير بزرگ هستند؟
علی: نه. اين شهرها خيلی بزرگ نيستند. فقط کرمان ويزد واصفهان بزرگ هستند.

*******

محمد: مردم اين شهرها وروستاها از کجا آب می آورند؟
علی: در قديم آنها در زير زمين راههايی برای آب درست می کردند.
محمد: به اين راه ها چه می گويند؟
علی: اسم اين راه ها ی آب "قنات" است. با آب قنات، کشاورزی هم می کنند.
محمد: فکر می کنم زندگی نزديک کوير سخت است.
علی: بله. درست است. هوای گرم وخشک وآب کم وتوفان شن.
محمد: اما هنر معماری کوير خيلی جالب است. من چند فيلم در مورد هنر معماری در کوير ديده ام.
علی: بله. خانه های آنجا گنبدی شکل وخيلی قشنگ است.

*******

 

تعلّم الفارسية

 تعلّم الفارسية 63


نـُرحب بکم أعزاءنا المستمعين الکرام في حلقة جديدة من سلسلة حلقات برنامج "تعلّم الفارسية" في هذه الحلقة سنتعرف علی الأقليات الدينية في ايران من خلال حوار بين صديقنا محمد وسائق تکسي. وقبل أن نستمع الی الحوار نتعلم أولاً المفردات:
المفردات: الجزء الاول


في هذا المکان
العيش
کنيسة
يعيشون
الأحد
معظم الناس
أيام الأحد
اليهود
هذا اليوم
الزرادشتة
يأتون
أي
المسيحيون
مدينة
کنتُ أتصور
مدن
مسلم
کيف؟
المسلمون
أيضاً


در اينجا
زندگی
کليسا
زندگی می کنند
يکشنبه
بيشتر مردم
يکشنبه ها
يهوديها
امروز
زرتشتی ها
می آيند
کدام
مسيحی ها
شهر
فکر می کردم
شهرها
مسلمان
چطور؟
مسلمانها
هَم

 

*******

إذنْ نستمع الآن الی الجزء الاول من الحوار.
محمد: اينجا کليسا است؟
محمد: هذا المکان کنيسة؟
راننده تاکسی: بله. اينجا کليساست و امروز يکشنبه است. مسيحی های تهران يکشنبه ها به اينجا می آيند.
سائق التكسي: نعم. هذا المکان کنيسة وهذا اليوم هو الأحد. المسيحيون في طهران يأتون الی هذا المکان أيام الأحد.
محمد: فکر می کردم در تهران فقط مسلمانها زندگی می کنند.
محمد: کنتُ أتصور بأن المسلمين فقط يعيشون في طهران.
راننده تاکسی: نه، علاوه بر مسلمانها، در تهران مسيحی ها، يهوديها و زرتشتی ها هم زندگی می کنند، اما بيشتر مردم تهران مسلمانند.
سائق التكسي: لا. علاوة علی المسلمين، يعيش في طهران المسيحيون، اليهود والزرادشتة أيضاً، ولکن معظم سکان طهران هم مسلمون.
محمد: زرتشتی ها در کدام شهرهای ايران زندگی می کنند؟
محمد: في أي من المدن الايرانية يعيش الزرادشتة؟
راننده تاکسی: در يزد، کرمان، اصفهان و تهران.
سائق التكسي: في يزد، کرمان، اصفهان وطهران.
محمد: مسيحی ها چه طور؟ آنها در کدام شهرها زندگی می کنند؟
محمد: المسيحيون کيف؟ في أيّ من المدن يعيش هولاء؟
راننده تاکسی: مسيحی ها در تهران، اصفهان و اروميه زندگی می کنند.
سائق التكسي: المسيحيون يعيشون في طهران، اصفهان و اروميّة.

*******

المفردات: الجزء الثاني


يتواجدون
طبعاً
عدد قليل
الشيعة
أغلبهم
السنة
صديق
هم أصدقاء
نائب
لهم
کل
مع بعض


هستند
البته
تعداد کم
شيعيان، شيعه ها
بيشتر آنها
سنی ها
دوست
آنها دوست هستند
نماينده
دارند
همه
باهم

 

*******

تتمة الحوار و عودة الی محمد و هو يتساءل:
محمد: يهوديها هم در تهران هستند، درست است؟
محمد: اليهود أيضاً يتواجدون في طهران، صحيح؟
راننده تاکسی: بله. در تهران و شيراز. البته تعداد آنها کم است.
سائق التكسي: نعم. في طهران و شيراز. طبعاً عددهم قليل.
محمد: همه مسلمانهای ايران شيعه هستند؟
محمد: المسلمون الايرانيون کلهم شيعة؟
راننده تاکسی: نه. بيشتر آنها شيعه هستند. اما سنی ها هم در شهرهای مختلف ايران زندگی می کنند.
سائق التكسي: لا. أغلبهم شيعة. أما السنة أيضاً يعيشون في مختلف المدن الايرانية.
محمد: مسيحی ها، زرتشتيها و يهوديها با مسلمانها دوست هستند؟
محمد: المسيحون، الزرادشتة واليهود أصدقاء مع المسلمين؟
راننده تاکسی: بله. همه ما ايرانی و با هم دوست هم هستيم.
سائق التكسي: نعم. کلّنا ايرانيون وأصدقاء مع بعضنا.
محمد: آيا آنها در مجلس نماينده هم دارند؟
محمد: هل لهولاء نواب في المجلس أيضاً؟
راننده تاکسی: بله. همه اقليتهای دينی ايران در مجلس نماينده دارند.
سائق التكسي: نعم. لکلّ الأقليات الدينية الايرانية نواب في المجلس.

*******

الان نعيد عليکم الحوار بالکامل و بالفارسية فقط.
محمد: اينجا کليسا است؟
راننده تاکسی: بله. اينجا کليساست و امروز يکشنبه است. مسيحی های تهران يکشنبه ها به اينجا می آيند.
محمد: فکر می کردم در تهران فقط مسلمانها زندگی می کنند.
راننده تاکسی: نه، علاوه بر مسلمانها، در تهران مسيحی ها، يهوديها و زرتشتی ها هم زندگی می کنند، اما بيشتر مردم تهران مسلمانند.
محمد: زرتشتی ها در کدام شهرهای ايران زندگی می کنند؟
راننده تاکسی: در يزد، کرمان، اصفهان و تهران.
محمد: مسيحی ها چه طور؟ آنها در کدام شهرها زندگی می کنند؟
راننده تاکسی: مسيحی ها در تهران، اصفهان و اروميه زندگی می کنند.

*******

محمد: يهوديها هم در تهران هستند، درست است؟
راننده تاکسی: بله. در تهران و شيراز. البته تعداد آنها کم است.
محمد: همه مسلمانهای ايران شيعه هستند؟
راننده تاکسی: نه. بيشتر آنها شيعه هستند. اما سنی ها هم در شهرهای مختلف ايران زندگی می کنند.
محمد: مسيحی ها، زرتشتيها و يهوديها با مسلمانها دوست هستند؟
راننده تاکسی: بله. همه ما ايرانی و با هم دوست هم هستيم.
محمد: آيا آنها در مجلس نماينده هم دارند؟
راننده تاکسی: بله. همه اقليتهای دينی ايران در مجلس نماينده دارند.

*******

 

تعلّم الفارسية

 تعلّم الفارسية 64


السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته. نلتقي بکم اعزائي المستمعين الکرام في حلقة جديدة من سلسلة حلقات برنامجکم "تعلّم الفارسية" لنتعلم معا مفردات وعبارات جديدة في الفارسية. هذه المفردات والعبارات تتعلق بالانتخابات البرلمانية في الجمهورية الاسلامية الايرانية نستمع اليها ونتعلمها من خلال حوار بين الزميلين سعيد ومحمد.
المفردات: الجزء الاول


لماذا؟
مرشحون
جريدة
من هم؟
اشتريتَ
متی
برلمان
تجري
شهر
شهر اسفند
انتخاب
ينتخبون
الناس
أعرفُ
لهم
أريدُ أن أعرف
کلّ مدينه
مرشح
مائتان وخمسون ألف
ثلاثون


چـِرا؟
کانديداها
روزنامه
چه کسانی؟
خـَريده ای
کِی، چه وقت
مجلس
برگزار می شود
ماه
اسفند ماه
انتخاب کردن
انتخاب می کنند
مردم
می دانم
برای خودشان
می خواهم بدانم
هر شهر
کانديدا
250 هزار
سی

 

*******

نستمع الآن اعزائي المستمعين الی الجزء الاول من الحوار.
محمد: چرا روزنامه خريده ای؟ خبر جديدی هست؟
محمد: لماذا اشتريتَ جريدة؟ هناک خبر جديد؟
سعيد: انتخابات مجلس نزديک است. می خواهم بدانم کانديداها چه کسانی هستند.
سعيد: الانتخابات البرلمانية قريبة. أريد أن أعرف من هم المرشحون.
محمد: انتخابات مجلس کی برگزار می شود.
محمد: انتخابات الابرلمان متی تجری؟
سعيد: در اسفند ماه. مردم همه ی شهرها برای خود نماينده انتخاب می کنند.
سعيد: في شهر اسفند. أهالي جميع المدن ينتخبون لهم نوابا.
محمد: هر شهر يک نماينده دارد؟
محمد: لکلّ مدينة نائب؟
سعيد: نه. هر 250 هزار نفر يک نماينده دارند. مثلاً تهران 30 نماينده دارد.
سعيد: لا. لکلّ مائتين وخمسين ألف شخص نائب، مثلاً لطهران ثلاثون نائباً.

*******

المفردات: الجزء الثاني


يعرفون
حملة انتخابية
عادة
يبدأ
مدينتهم
الکل يصوتون
الاسبوع القادم
يمکنهم أن يصوتوا
سيدة
سيدات
سيد
سادة
السنة الثامنة عشرة
أحزاب
يعرفون
عدة


می شناسند
تبليغات انتخاباتی
معمولاً
شروع می شود
شهرشان
همه رای می دهند
هفته ی بعد
می توانند رأی بدهند
خانم
خانمها
آقا
آقا يان
18 سالگی
حزبها
معرفی می کنند
چند

 

*******

إذن نستمع الی الجزء الثاني من الحوار حيث يسأل محمد:
محمد: مردم شهرها کانديداها را می شناسند؟
محمد: أهالي المدن يعرفون المرشحين؟
سعيد: بله. معمولاً مردم کانديداهای شهرشان را می شناسند.
سعيد: نعم. الناس يعرفون عادة مرشحي مدينتهم.
محمد: چرا کانديداها تبليغات نمی کنند؟
محمد: لماذا لا يقوم المرشحون بحملة انتخابية؟
سعيد: هفته بعد تبليغات انتخاباتی شروع می شود.
سعيد: تبدأ الحملات الانتخابية الاسبوع القادم.
محمد: همه می توانند رأی بدهند؟ خانمها وآقايان؟
محمد: يستطيع الجميع أن يُدلوا بأصواتهم؟ السيدات والسادة؟
سعيد: بله. خانمها وآقايان از 18 سالگی می توانند رأی بدهند.
سعيد: نعم يستطيع السادة والسيدات ان يدلوا باصواتهم من سن الثامنة عشرة.
محمد: حزبهای مختلف هم کانديدا دارند؟
محمد: للاحزاب المختلفة أيضاً مرشحون؟
سعيد: بله. حزبهای مختلف کانديداهايشان را به مردم معرفی می کنند ومردم می توانند به آنها رأی بدهند.
سعيد: نعم: الأحزاب المختلفة يُعرّفون مرشحيهم للناس ويستطيع الناس ان يُصوتوا لصالحهم.

*******


نعود ونکرر الحوار بالکامل وباللغة الفارسية.
محمد: چرا روزنامه خريده ای؟ خبر جديدی هست؟
سعيد: انتخابات مجلس نزديک است. می خواهم بدانم کانديداها چه کسانی هستند.
محمد: انتخابات مجلس کی برگزار می شود.
سعيد: در اسفند ماه. مردم همه ی شهرها برای خود نماينده انتخاب می کنند.
محمد: هر شهر يک نماينده دارد؟
سعيد: نه. هر 250 هزار نفر يک نماينده دارند. مثلاً تهران 30 نماينده دارد.

*******

محمد: مردم شهرها کانديداها را می شناسند؟
سعيد: بله. معمولاً مردم کانديداهای شهرشان را می شناسند.
محمد: چرا کانديداها تبليغات نمی کنند؟
سعيد: هفته بعد تبليغات انتخاباتی شروع می شود.
محمد: همه می توانند رأی بدهند؟ خانمها وآقايان؟
سعيد: بله. خانمها وآقايان از 18 سالگی می توانند رأی بدهند.
محمد: حزبهای مختلف هم کانديدا دارند؟
سعيد: بله. حزبهای مختلف کانديداهايشان را به مردم معرفی می کنند ومردم می توانند به آنها رأی بدهند.

*******

 

تعلّم الفارسية

 تعلّم الفارسية 65


نرحّب بکم أعزائي المستمعين في حلقة جديدة من سلسلة حلقات برنامجکم "تعلّم الفارسية" في هذه الحلقة وکما في الحلقات السابقة سنتعلم مفردات وعبارات اخری، باللغة الفارسية، من خلال حوار بين الصديقين حميد ومحمد حول أحد التقاليد الايرانية وهو السمر في ليالي الجمعة، والذي يدعو اليه حميد عدداً آخر من اصدقائه.
المفردات: الجزء الاول


تفضّل
أتحدثُ
أريد أن أتحدث
غرفة
اربعمائة وسبعة عشر
إبق علی الخط
کيف حالک؟
کيف حالک؟
بخير
لا بأس
مالخبر؟
الليلة
نحن نذهب
نريد أن نذهب
السمر
منزل
أنت تأتي؟
ضيافة
بسيط
بعد العشاء
أصدقاء
يأتون
يکون ممتعاً


بفرمائيد
صحبت می کنم
می خواهم صحبت کنم
اتاق
417
پشت خط باشيد
حالت چطور است؟
تو چطوری؟
خوبم
بد نيستم
چه خبر؟
امشب
ما می رويم
می خواهيم برويم
شب نشينی
خانه
تو می آيی؟
مهمانی
ساده
بعد از شام
دوستان
می آيند
خوش می گذرد

 

*******

إذنْ نستمع الآن الی الجزء الاول من الحوار.
منشی: الو، بفرمائيد.
السکرتيرة: الو.. تفضّل.
حميد: الو.. سلام. می خواهم با آقای محمد صحبت کنم، اتاق 417.
حميد: الو.. مرحباً. أريد أن أتحدث مع السيد محمد. الغرفة اربعمائة وسبع عشرة.
منشی: سلام. چند لحظه پشت خط باشيد.
السکرتيرة: مرحباً. لحظات إبق علی الخط.
محمد: الو، بفرمائيد.
محمد: الو.. تفضّل.
حميد: سلام محمد. حالت چطور است؟
حميد: مرحباً محمد. کيف حالک؟
محمد: سلام حميد. خوبم. تو چطوری؟
محمد: مرحباً حميد. أنا بخير وکيف حالک؟
حميد: بد نيستم.
حميد: لا بأس
محمد: چه خبر؟
محمد: ما الخبر؟
حميد: امشب می خواهيم برای شب نشينی به خانه ی سعيد برويم. تو هم می آيی؟
حميد: الليلة نريد أن نذهب الی منزل سعيد للسمر. أنت تأتي أيضاً؟
محمد: شب نشينی ديگر چيست؟
محمد: وما هو السّمر يا تری؟
حميد: شب نشينی يعنی يک مهمانی ساده بعد از شام. دوستان ديگر هم می آيند خوش می گذرد.
حميد: السّمر يعني ضيافة بسيطة بعد العشاء. الاصدقاء الآ خرون يأتون أيضاً يکون وقتاً ممتعاً.

*******

 

تعلّم الفارسية

 تعلّم الفارسية 66


أهلاً ومرحباً بکم أعزائي المستمعين في حلقة جديدة من سلسلة حلقات برنامجکم، "تعلّم الفارسية". في الحلقة السابقة دعا حميد صديقه، محمد، مع عدد آخر من اصدقائه الی أمسية في منزل سعيد. فقبل محمد الدعوة وحضروا هناک جميعاً. في هذه الحلقة نستمع الی حوار بين حميد وأم سعيد اثناء عودته وأصدقائه في ساعة متأخرة من الليل. وهذا الحوار هو تعبير عن المجاملات لدی استقبال الايرانيين لضيوفهم وتوديعهم.
المفردات: الجزء الاول


عفواً
اهلاً وسهلاً
سيدة
في امان الله
اتعبناكم
مجاملة
عفواً
تجاملتَ
سررتُ
يجاملون
سررتُ کثيراً
حنون
سلّمتْ يداک
ضيف
مع السلامة
مضياف
حلويات
أمّ
بلاد
حبّذ
أساعد
نتناول
تتعلّم
فاکهة
شکراً جزيلاً


ببخشيد
خوش آمديد
خانم
خداحافظ
زحمت داديم
تعارف
خواهش می کنم
تعارف کردی
خوشحال شدم
تعارف می کنند
خيلی خوشحال شدم
مهربان
دست شما درد نکند
مهمان
به سلامت
مهمان نواز
شيرينی
مادر
کشور
دوست داشت
کمک می کنم
بخوريم
ياد بگيری
ميوه
خيلی ممنون

 

*******

نستمع الآن الی الحوار.
حميد: ببخشيد خانم. خيلی زحمت داديم.
حميد: عذراً سيدتي. زاحمناک کثيراً.
مادر سعيد: خواهش می کنم خيلی خوشحال شدم.
أمّ سعيد: عفواً، سررتُ کثيراً.
محمد: دست شما درد نکند خانم.
محمد: سلمتْ يداکِ سيدتي.
مادر سعيد: خواهش می کنم. به سلامت. خوش آمديد.
أمّ سعيد: عفواً. مع السلامة. اهلاً وسهلاً.
حميد: خداحافظ.
حميد: في امان الله.

*******


نستمع الی الحوار مرة اخری... لکن باللغة الفارسية فقط.
حميد: ببخشيد خانم. خيلی زحمت داديم.
مادر سعيد: خواهش می کنم خيلی خوشحال شدم.
محمد: دست شما درد نکند خانم.
مادر سعيد: خواهش می کنم. به سلامت. خوش آمديد.
حميد: خداحافظ.

*******


استغرقتْ عملية التوديع بضع دقائق، وهذا ما أثار استغراب محمد. لأنّ الضيوف کانوا يکثرون في المجاملة. والمجاملات والمودة والاحترام الفائق، الذي لقيه محمد وزملاؤه من سعيد وأمّه، نال إعجابه کثيراً. واثناء عودته بالسيارة مع حميد، أخذ يسأل حميداً عما جری وحاوره في الموضوع.
محمد: شما برای خداحافظی خيلی تعارف کرديد.
محمد: أنتم أکثرتم في المجاملات اثناء التوديع.
حميد: بله. ايرانيها خيلی تعارف می کنند، چون مهمان نواز هستند.
حميد: نعم. الايرانيون يکثرون في المجاملة، لأنّهم يکرمون الضيف.
محمد: مادر سعيد خيلی مهربان بود. او دوست داشت ما زياد ميوه و شيرينی بخوريم.
محمد: أمّ سعيد کانت حنونة جداً، وکانت تحبّ أن نأکل المزيد من الفاکهة والحلويات.
حميد: بله. ايرانيها مهمان را دوست دارند.
حميد: نعم. الايرانيون يحبون الضيف.
محمد: در کشور ما هم مردم تعارف می کنند، اما نه مثل ايرانيها.
محمد: الناس في بلدنا أيضاً يجاملون بعضهم البعض، لکن ليس مثل الايرانيين.
حميد: می خواهی تعارفهای ايرانی را ياد بگيری؟
حميد: تريد أن تتعلم المجاملات الايرانية؟
محمد: بله.
محمد: نعم.
حميد: من به تو کمک می کنم تا آنها را ياد بگيری.
حميد: أنا أساعدک حتی تتعلّمها.
محمد: خيلی ممنون.
محمد: شکراً جزيلاً.
حميد: خواهش می کنم.
حميد: عفواً.

*******

نستمع الی الحوار ثانية لکن باللغة الفارسية.
محمد: شما برای خداحافظی خيلی تعارف کرديد.
حميد: بله. ايرانيها خيلی تعارف می کنند، چون مهمان نواز هستند.
محمد: مادر سعيد خيلی مهربان بود. او دوست داشت ما زياد ميوه و شيرينی بخوريم.
حميد: بله. ايرانيها مهمان را دوست دارند.
محمد: در کشور ما هم مردم تعارف می کنند، اما نه مثل ايرانيها.
حميد: می خواهی تعارفهای ايرانی را ياد بگيری؟
محمد: بله.
حميد: من به تو کمک می کنم تا آنها را ياد بگيری.
محمد: خيلی ممنون.
حميد: خواهش می کنم.

*******

 

تعلّم الفارسية

 تعلّم الفارسية 67


اطيب التحيات واحلی الاماني لکم مستمعينا الاعزاء، وأهلاً ومرحباً بکم في حلقة جديدة من برنامجکم "تعلّم الفارسية" في هذه الحلقة نعود الی الزميلين محمد وعلي في مطعم الجامعة وقت الظهيرة. المطعم مزدحم لان طبخة اليوم هي خضروات برز مع السمک وهذه الطبخة من ألذ الطبخات والأطباق الايرانية. يتحاور الزميلان حول نوع السمک هذا والذي يتوفر في بحر قزوين. للمزيد نستمع الی الحوار بين الزميلين. لکن بعد الفاصل وثم الاستماع الی المفردات وتعلّمها أولاً:
المفردات: الجزء الاول


خضروات
لم آکل
رز
تـَعلم
سمک
نعم
لذيذ جداً
صحيح
بحر
محافظة
بحر قزوين
محافظات
حتی الآن
ساحل البحر
أکلت َ


سبزی
نخورده ام
پلو
می دانی
ماهی
آری
بسيار خوشمزه
درست است
دريا
استان
دريای خزر
استانها
تا حالا
کنار دريا
خورده ای

 

*******

تعلّمنا الجزء الاول من المفردات، والآن نستمع الی الجزء الاول من الحوا.
محمد: سبزی پلو با ماهی!؟ اين غذای ايرانی بسيار خوشمزه است.
محمد: خضروات برز مع السمک!؟ هذا الطعام الايراني لذيذ جداً.
علی: اين ماهی دريای خزر است. آيا تا حالا از آن خورده ای؟
علي: هذا سمک بحر قزوين. هل أکلتَ منه حتی الآن؟
محمد: نه از اين ماهی نخورده ام.
محمد: لا، من هذا السمک لم آکل حتی الآن.
علی: اين از ماهی های خوشمزه ی دريای خزر است آيا می دانی دريای خزر کجاست؟
علي: هذا من الأسماک اللذيدة لبحر قزوين. هل تعلم أين بحر قزوين؟
محمد: آری. در شمال ايران.
محمد: نعم. في شمال ايران.
علی: درست است. استانهای گيلان ومازندران وگلستان در ساحل دريای خزر هستند.
علي: صحيح. محافظات گيلان ومازندارن وگلستان تقع علی ساحل بحر قزوين.

*******

المفردات: الجزء الثاني


الجانب الآخر
يعيشون
کم نوعاً
کافيار
يوجد
أعلمُ
لا يوجد
أفضل
نحو
أغلی
ثمانون


آن طرف
زندگی می کنند
چند نوع
خاويار
وجود دارد
می دانم
وجود ندارد
بهترين
در حدود
گرانترين
80، هشتاد

 

*******

إذنْ نستمع الآن الی الجزء الثاني من الحوار.
محمد: روسيه هم کنار دريای خزر است. آن طرف دريا.
محمد: روسيا أيضاً تقع علی ساحل بحر قزوين. علی الجانب الآخر للبحر.
علی: بله. روسيه، آذربايجان، ترکمنستان وقزاقستان نيز کنار دريای قزوين هستند.
علي: نعم. روسيا وآذربايجان وترکمنستان وکازاخستان أيضاً تقع علی ساحل بحر قزوين.
محمد: واقعاً اين ماهی خوشمزه است. چند نوع ماهی در دريای خزر وجود دارد؟
محمد: هذا السمک لذيذ حقاً. کم نوعاً من الاسماک يوجد في بحر قزوين؟
علی: حدود 80 نوع ماهی در دريای خزر زندگی می کنند. خاويار اين دريا معروف است.
علي: تعيش في بحر قزوين نحو ثمانين نوعاً من الاسماک. کافيار هذا البحر معروف.
محمد: بله. اين را می دانم خاويار ايران بهترين وگرانترين خاويار دنيا است.
محمد: نعم. أعرف هذا... الکافيار الايراني أفضل وأعلی کافيار في العالم.

*******

نعيد الحوار لکن باللغة الفارسية فقط.
محمد: سبزی پلو با ماهی!؟ اين غذای ايرانی بسيار خوشمزه است.
علی: اين ماهی دريای خزر است. آيا تا حالا از آن خورده ای؟
محمد: نه از اين ماهی نخورده ام.
علی: اين از ماهی های خوشمزه ی دريای خزر است آيا می دانی دريای خزر کجاست؟
محمد: آری. در شمال ايران.
علی: درست است. استانهای گيلان ومازندران وگلستان در ساحل دريای خزر هستند.

*******

محمد: روسيه هم کنار دريای خزر است. آن طرف دريا.
علی: بله. روسيه، آذربايجان، ترکمنستان وقزاقستان نيز کنار دريای قزوين هستند.
محمد: واقعاً اين ماهی خوشمزه است. چند نوع ماهی در دريای خزر وجود دارد؟
علی: حدود 80 نوع ماهی در دريای خزر زندگی می کنند. خاويار اين دريا معروف است.
محمد: بله. اين را می دانم خاويار ايران بهترين وگرانترين خاويار دنيا است.

 

 

تعلّم الفارسية

 تعلّم الفارسية 68


السلام عليکم ورحمة الله وبرکاته. نرحب بکم أعزائي المستمعين في حلقة جديدة من سلسلة حلقات برنامجکم "تعلّم الفارسية" في هذه الحلقة أيضاً سنتعلم مفردات وعبارات جديدة بالفارسية من خلال حوار بين الزميلين علي ومحمد حول بحر خزر والمناطق والغابات الخلابة القريبة منها وکذلک حول مزارع الرز ونحوها المفردات: الجزء الاول


حتی الآن
الجو
ذهبتَ
رَطب
بحر
زراعة
لم أذهب
مزارع
کل مکان
مزارعون
يختلف
کيف؟
غابة
رز
قطن
غابات
يزرعون
کثيف
أظنُ
خلّاب
مکسو بالخضرة
صيد الاسماک
الناس


تا حالا
هوا
رفته ای
شرجی
دريا
کشاورزی
نرفته ام
کشاورز
همه جا
کشاورزان
فرق دارد
چگونه
جنگل
برنج
پنبه
جنگلها
می کارند
انبوه
فکر می کنم
زيبا
سر سبز
ماهی گيری
مردم

 

*******

و الآن نستمع الی الجزء الاول من الحوار بين علي ومحمد:
علی: آيا تا حالا به ساحل دريای خزر رفته ای؟
علي: هل ذهبتَ الی شاطیء بحر خزر حتی الآن؟
محمد: نه. تا حالا به آنجا نرفته ام.
محمد: لا. لم أذهبْ الی هناک حتی الآن.
علی: آنجا با همه جای ايران فرق دارد، جنگلهای انبوه وطبيعت زيبا دارد.
علي: ذلک المکان يختلف عن کل المناطق الأخری في ايران، حيث الغابات الکثيفة والطبيعة الخلابة.
محمد: چه جالب! جنگلهای انبوه؟
محمد: ما أروعه! غابات کثيفة؟
علی: بله. اما هوای آنجا شرجی است.
علي: نعم. لکن الجو هناک رطب.
محمد: کشاورزی در شمال ايران چگونه است؟
محمد: کيف الزراعة في شمال ايران؟
علی: در آنجا کشاورزان، برنج، چای وپنبه می کارند.
علي: المزارعون هناک يزرعون الرز والشاي والقطن.
محمد: پس آنجا کاملاً سرسبز است. مردم آنجا چه شغلهای ديگری دارند؟
محمد: إذنْ ذلک المکان مکسو بالخضرة تماماً وما هي المهن الأخری للناس هناک؟
علی: ماهيگيری. دريای خزر جای خوبی برای ماهيگيری است.
علي: صيد الاسماک. بحر خزر مکان جيد لصيد الاسماک.

*******

المفردات: الجزء الثاني


بسبب
منعش
يسافرون
مدينة
سباحة
المدن الساحلية
تنزه
ميناء
موانيء
أي
ميناء انزلي
ميناء نوشهر


به علت
خوش
سفر می کنند
شهر
شنا
شهرهای ساحلی
تفريح
بندر
بندرها
کدام
بندر انزلی
بندر نوشهر

 

*******

نستمع الآن الی الجزء الثاني من الحوار.
علی: به علت وجود جنگلهای زيبا وهوای خوش، مردم ايران، زياد به شمال سفر می کنند.
علي: الناس في ايران يسافرون کثيراً الی الشمال بسبب وجود الغابات الخلابة والجو المنعش هناک.
محمد: آيا در ساحل دريای خزر جايی هم برای شنا هست؟
محمد: هل يوجد مکان للسباحة أيضاً في بحر قزوين؟
علی: بله. همه ی شهرهای ساحلی جايی برای شنا وتفريح کنار ساحل دارند.
علي: نعم. لکلّ المدن الساحلية مکان للسباحة والتنزه قرب الساحل.
محمد: بندرهای مهم دريای خزر کدامند؟
محمد: ما هي أهمّ الموانيء علی بحر قزوين؟
علی: بندر انزلی وبندر نوشهر، مهمترين بندرهای ايران در ساحل دريای خزر هستند.
علي: ميناء أنزلي وميناء نوشهر، اهم مينائين ايرانيين علی ساحل بحر خزر.

*******

نعيد عليکم الحوار اعزائي المستمعين باللغة الفارسية.
علی: آيا تا حالا به ساحل دريای خزر رفته ای؟
محمد: نه. تا حالا به آنجا نرفته ام.
علی: آنجا با همه جای ايران فرق دارد، جنگلهای انبوه وطبيعت زيبا دارد.
محمد: چه جالب! جنگلهای انبوه؟
علی: بله. اما هوای آنجا شرجی است.
محمد: کشاورزی در شمال ايران چگونه است؟
علی: در آنجا کشاورزان، برنج، چای وپنبه می کارند.
محمد: پس آنجا کاملاً سرسبز است. مردم آنجا چه شغلهای ديگری دارند؟
علی: ماهيگيری. دريای خزر جای خوبی برای ماهيگيری است.

*******

علی: به علت وجود جنگلهای زيبا وهوای خوش، مردم ايران، زياد به شمال سفر می کنند.
محمد: آيا در ساحل دريای خزر جايی هم برای شنا هست؟
علی: بله. همه ی شهرهای ساحلی جايی برای شنا وتفريح کنار ساحل دارند.
محمد: بندرهای مهم دريای خزر کدامند؟
علی: بندر انزلی وبندر نوشهر، مهمترين بندرهای ايران در ساحل دريای خزر هستند.

*******

 

تعلّم الفارسية

 

 تعلّم الفارسية 69


أهلاً ومرحباً بکم أعزائي المستمعين في هذه الحلقة من سلسة حلقات برنامجکم "تعلّم الفارسية" سنتعلم في هذه الحلقة أيضاً مفردات وعبارات جديدة بالفارسية من خلال حوار بين محمد ورجل ايطالي حول کتاب عنوانه "تعليم اللغة الفارسية بدون معلم"، يشاهده محمد عند الرجل الايطالي بالصدفة في عيادة طبيب ايراني. ما هذا الکتاب وما هي فائدته؟ الاجابة سنحصل عليها في الحوار بين الرجلين، لکن بعد تعلّم المفردات، فکونوا معنا.
المفردات: الجزء الاول


عذراً
أنت أجنبي؟
أنا ايطالي
تعليم
اللغة الفارسية
صحيح
تعليم اللغة الفارسية بدون معلم
أشاهد
يمکننی أن أری؟
تفضّل
الأجانب
بسيط
عدة کتب
آخر
أتعلم


ببخشيد
تو خارجی هستی؟
من ايتاليايی هستم
آموزش
زبان فارسی
درست است
خود آموز زبان فارسی
می بينم
می توانم ببينم؟
بفرمائيد
خارجيان
ساده
چند کتاب
ديگر
ياد می گيرم

 

*******

الجزء الاول من الحوار:
محمد: سلام، ببخشيد، تو خارجی هستی؟
محمد: مرحباً، عفواً، أنت أجنبي؟
مرد ايتاليايی: سلام. بله. من ايتاليايی هستم.
الرجل الايطالي: مرحباً، نعم أنا ايطالي.
محمد: اين کتاب آموزش زبان فارسی است. درست است؟
محمد: هذا کتاب تعليم اللغة الفارسية. صحيح؟
مرد ايتاليايی: بله. اين کتاب، خود آموز فارسی است.
الرجل الايطالي: نعم. هذا الکتاب "تعليم الفارسية بدون معلم".
محمد: می توانم آن را ببينم؟
محمد: يمکنني أن أشاهده؟
مرد ايتاليايی: بله. بفرمائيد؟
الرجل الايطالي: نعم. تفضّل.
محمد: اين کتاب برای خارجيان مفيد است. ياد گرفتن آن ساده است.
محمد: هذا الکتاب مفيد للاجانب. تعلّمه بسيط.
مرد ايتاليايی: بله. من با اين کتاب وچند کتاب ديگر، فارسی ياد می گيرم.
الرجل الايطالي: نعم. أنا أتعلّم الفارسية بهذا الکتاب وعدة کتب اخری.

*******

المفردات: الجزء الثاني


بنفسک
معهد
تدرس
تذهب
أذهب
آتي
جامعة
دولي
تتعلّم
معهد ايران للغات
هناک
کبير
يتعلمون


خودت
آموزشگاه
می خوانی
می روی
می روم
می آيم
دانشگاه
بين المللی
ياد می گيری
کانون زبان ايران
آنجا
بزرگ
ياد می گيرند

 

*******

نستمع الآن الی الجزء الثاني من الحوار.
محمد: خودت فارسی می خوانی يا به آموزشگاه می روی؟
محمد: أنت بنفسک تدرس الفارسية ام تذهب للمعهد؟
مرد ايتاليايی: من به آموزشگاه زبان فارسی می روم والآن از کلاس می آيم.
الرجل الايطالي: انا اذهب الی معهد تعليم الفارسية وعدت للتو من الصف.
محمد: در دانشگاه بين المللی امام خمينی فارسی ياد می گيری؟
محمد: تتعلّم الفارسية في جامعة الامام الخمينی الدولية؟
مرد ايتاليايی: نه. من در کانون زبان ايران، فارسی می خوانم
الرجل الايطالي: لا. أنا أدرس الفارسية في معهد ايران للغات.
محمد: دانشجوها در آنجا فقط فارسی ياد می گيرند؟
محمد: الطلاب هناک يتعلمون الفارسية فقط؟
مرد ايتاليايی: نه. دانشجوها می توانند آنجا زبانهای انگليسی، آلمانی، عربی وفرانسه ياد بگيرند.
الرجل الايطالي: لا. يمکن للطلاب ان يتعلّموا هناک اللغات الانجليزية والالمانية والعربية والفرنسية.

*******

نستمع الی الحوار کاملا باللغة الفارسية فقط.
محمد: سلام، ببخشيد، تو خارجی هستی؟
مرد ايتاليايی: سلام. بله. من ايتاليايی هستم.
محمد: اين کتاب آموزش زبان فارسی است. درست است؟
مرد ايتاليايی: بله. اين کتاب، خود آموز فارسی است.
محمد: می توانم آن را ببينم؟
مرد ايتاليايی: بله. بفرمائيد؟
محمد: اين کتاب برای خارجيان مفيد است. ياد گرفتن آن ساده است.
مرد ايتاليايی: بله. من با اين کتاب وچند کتاب ديگر، فارسی ياد می گيرم.

*******

محمد: خودت فارسی می خوانی يا به آموزشگاه می روی؟
مرد ايتاليايی: من به آموزشگاه زبان فارسی می روم والآن از کلاس می آيم.
محمد: در دانشگاه بين المللی امام خمينی فارسی ياد می گيری؟
مرد ايتاليايی: نه. من در کانون زبان ايران، فارسی می خوانم
محمد: دانشجوها در آنجا فقط فارسی ياد می گيرند؟
مرد ايتاليايی: نه. دانشجوها می توانند آنجا زبانهای انگليسی، آلمانی، عربی وفرانسه ياد بگيرند.

*******

 

تعلّم الفارسية

 

 تعلّم الفارسية 70


نحييکم ونرحب بکم اعزائي المستمعين في حلقة جديدة من سلسلة حلقات برنامجکم "تعلّم الفارسية". کما نذکر أن محمدا تعرف علی مؤسسة ايران للغات وعلی کتاب "تعلّم الفارسية بدون معلم"، والذي هو من اصدارات المؤسسة. ولهذا فقد رغب محمد في مشاهدة المؤسسة عن کثب. وهو الآن في المؤسسة ويسأل احدی موظفيها عن محاضراتها واصداراتها. قبل أن نستمع الی الحوار بينه وبين الموظفة نستمع الی المفردات ونتعلّمها ليسهل علينا ما يدور من حديث بينهما.
المفردات: الجزء الاول


أهلاً وسهلاً
أساعد
طالب جامعي
أتعرف علی
تأتي
تحب
تعليم
کيف؟
صف
خاص
عندنا
تتعلّم
أتعلم
قواعد اللغة
محادثة
قراءة
کتابة


خوش آمديد
کمک می کنم
دانشجو
آشنا شوم
می آيی
دوست داری
آموزش
چگونه
کلاس
ويژه
داريم
ياد می گيری
ياد می گيرم
دستور زبان
گفتگو
خواندن
نوشتن

 

*******

نستمع الآن الی الحوار، الجزء الاول.
محمد: سلام.
محمد: مرحباً.
خانم نورانی: سلام. خوش آمديد. می توانم به شما کمک کنم؟
السيدة نوراني: مرحباً. اهلاً وسهلاً. يمکنني أن أساعدک؟
محمد: من دانشجوی ادبيات فارسی هستم، می خواهم با بخش فارسی کانون آشنا شوم.
محمد: أنا طالب الأدب الفارسي. أريد أن اتعرف علی القسم الفارسي في المؤسسة.
خانم نورانی: آيا دوست داری به کلاس آموزش فارسی بيايی؟
السيدة نوراني: هل تحب أن تأتي الی صف تعليم الفارسية؟
محمد: کلاس فارسی چگونه است؟
محمد: کيف هو صف الفارسية؟
خانم نورانی: ما برای هر دانشجو يک کلاس ويژه داريم. تو چه چيزی می خواهی ياد بگيری؟
السيدة نوراني: نحن عندنا صف خاص لکل طالب جامعي. أنت ماذا تريد أن تتعلم؟
محمد: می خواهم دستور زبان فارسی، گفتگو، خواندن ونوشتن ياد بگيرم.
محمد: أريد أن أتعلّم قواعد الفارسية، المحادثة والقراءة والکتابة.

*******

المفردات: الجزء الثاني


کل شيء
ألـّّف
جيد
أکثر من
أربعون
قاموس
جداً
أشتري
يمکنک أن تشتري


همه چيز
تاليف کرده
خوب
بيشتر از
چهل
فرهنگ لغت
بسيار
می خرم
می توانی بخری

 

*******

نستمع الآن الی الجزء الثاني من الحوار.
خانم نورانی: شما می توانی در کلاسهای فارسی همه چيز ياد بگيری. ما کتابها وکلاسهای مختلفی داريم.
السيدة نوراني: يمکنک أن تتعلم کل شيء في صف الفارسية. نحن عندنا کتب وصفوف مختلفة.
محمد: اين کتابها چگونه است؟
محمد: کيف هي هذه الکتب؟
خانم نورانی: ما برای خواندن، دستور زبان وگفتگو کتابهای مختلفی داريم. اين کتابها را کانون تأليف کرده است.
السيدة نوراني: نحن عندنا کتب مختلفة للقراءة ولقواعد اللغة وللمحادثة. هذه الکتب قد ألـّفتها المؤسسة.
محمد: خوب است. پس کتابهای شما متنوع است.
محمد: جيد. إذنْ کتبکم منوعة.
خانم نورانی: بله. کانون زبان ايران بيشتر از 40 کتاب دارد. اين هم يک فرهنگ لغت است.
السيدة نوراني: نعم. لمؤسسة ايران للغات اکثر من أربعين کتاباً. وهذا أيضاً قاموس.
محمد: اين فرهنگ لغت بسيار مناسب است. می توانم آن را بخرم؟
محمد: هذا القاموس مناسب جداً. يمکنني أن أشتريه؟
خانم نورانی: بله. کتابها وCD ها وفرهنگ لغت را می توانی بخری.
السيدة نوراني: نعم. يمکنک أن تشري الکتب والأقراص المدمجة والقاموس.

*******

نعيد الحوار کاملا لکن باللغة الفارسية فقط.
محمد: سلام.
خانم نورانی: سلام. خوش آمديد. می توانم به شما کمک کنم؟
محمد: من دانشجوی ادبيات فارسی هستم، می خواهم با بخش فارسی کانون آشنا شوم.
خانم نورانی: آيا دوست داری به کلاس آموزش فارسی بيايی؟
محمد: کلاس فارسی چگونه است؟
خانم نورانی: ما برای هر دانشجو يک کلاس ويژه داريم. تو چه چيزی می خواهی ياد بگيری؟
محمد: می خواهم دستور زبان فارسی، گفتگو، خواندن ونوشتن ياد بگيرم.

*******

خانم نورانی: شما می توانی در کلاسهای فارسی همه چيز ياد بگيری. ما کتابها وکلاسهای مختلفی داريم.
محمد: اين کتابها چگونه است؟
خانم نورانی: ما برای خواندن، دستور زبان وگفتگو کتابهای مختلفی داريم. اين کتابها را کانون تأليف کرده است.
محمد: خوب است. پس کتابهای شما متنوع است.
خانم نورانی: بله. کانون زبان ايران بيشتر از 40 کتاب دارد. اين هم يک فرهنگ لغت است.
محمد: اين فرهنگ لغت بسيار مناسب است. می توانم آن را بخرم؟
خانم نورانی: بله. کتابها وCD ها وفرهنگ لغت را می توانی بخری.

*******

 

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
مسجد امام حسین (ع) در دبی

بنیاد  سعدی

نمايندگي ها

آواي قرآن

رادیو سراسری ایران

دیکشنری

www.ifilmtv.ir
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 2115
بازدید امروز : 11
بازدید این صفحه : 387458
بازدیدکنندگان آنلاين : 1
زمان بازدید : 2.2344

صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت